همون روزی بود که خیلی دلانگیز و اینا بود! یکی زنگ زد به موبایلم میگه خانم فلانی؟ (گفتم: بله، بفرمایید) من از سازمان اط.لا.عات تماس میگیرم، شما به دلیل حضور تو تظا.هرات باید تشریف بیارید اینجا واسه یه سری پرسش و پاسخ! بعد اونجا اولین چیزی که به ذهنم رسید این بود که بگم "نه به خدا! من تا حالا نرفتم. دوستم میره، اما من نرفتم!" !!!!!!!!!!!!! روم سیاه! گفتم که بدونید چنین دوستی هستم من! روم بیشتر حساب نکنید! > البته لحظه آخر شرافت به خرج دادم و اونو نگفتم و فقط پرسیدم "شما؟" > دوستی بود، که شانس آورد تو شرکت بودم و نتونستم فحش بدم! |