من کلا آدم خیلی تنوع طلبی ام! اصلا خیلی ذوق و شوق تغییر و تحول دارم! و لذا ریسک پذیریمم گاهی آمپر میچسبونه!
از مشکلات دوری راه خونه نوشته بودم... تصمیم گرفتیم عوضش کنیم! از مزایای محیط خوب و شیک و آرومش گذشتیم و به همه تهدیدها که اسباب کشی سخته و جیزه! لبخند زدیم! و قلب تهرانو نشونه رفتیم! یوهاهاها. البته اینجا هم یه سری لبخند گل و گشاد زدیم به تهدیدهای بعدی که این محله شلوغه و دوده و اله و بله!! بعد، یه هفته ای یکی پیدا کردیم (به همت مامان آ البته) یعنی اینجوری بود که من تا این خونه هه رو دیدم، دلمو برد. شایدم خوبی اینکه آدم خونه رو بخواد اجاره کنه این باشه که وسواسش کمتر میشه، چون به هر حال اگه خیلی بد باشه نمیمونه بیخ ریشت. البته هنوز نه قراردادی بسته شده، نه چیزی. الآن فقط منم وروم که زیاده و به اون خونه هه میگم "خونه جدیدمون" |