از نو
انگارم کن که پروانه ای!!  نشستن نمی دانم! مگر روی دوش باد...
مهر 1387
ش ی د س چ پ ج
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30      
آرشیو

آموزش زبان Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
دوشنبه 3 تیر ماه سال 1387

به خودم:


باید بگویم ببخشید
که زیر قولهایم زده ام گاهی
زیر قرارهای تنهاییمان

باید بگویم ببخشید
برای آن روزهای کوتاه فراموش نشدنی که کوچکت کردم آنقدر
بس که غرق وهم ابلهانه بودم
و برای این روزهایی که
بس که می پیچم درهم، بال پروازت را می بندم

باید بگویم ببخشید
برای همه ثانیه هایی که معجون آرامش و هیجانت را
بی هوا زمین ریختم
و برای همه لحظه هایی که شک کردم
به تو! به پریدن!

ببخشید بابت وقتهایی که
سقوط کردم ته دره و تو را کشاندم با خودم!
بابت همه وقتهایی که چشم نبستم و دنبالت بی حرف نیامدم
چشم نبستم ،دست به دستت ندادم
زیاد پرسیدم! بی ربط پرسیدم! بی جا پرسیدم!
و داشته هایم را، داشته هایمان، -در اصل- داشته هایت  را به باد دادم

ببخشید
ببخشید
که بزرگ نبودم گاهی
بزرگ نیستم گاهی
گمت می کنم بین آدمها!
کمت می کنم!
فراموش می کنم
قولهایمان را
قرارهای تنهایی مان را


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 45612


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها